تنهایی من

"بدهای" شعرهایت شده ام، آدم! چه کنم نام مرا هرگز کسی در "خوب ها" ننوشت ...

تنهایی من

"بدهای" شعرهایت شده ام، آدم! چه کنم نام مرا هرگز کسی در "خوب ها" ننوشت ...

سرآغاز ....

هر آشنایی تازه اندوهی تازه است...

مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان .

هر سلام،سر آغاز دردناک یک خداحافظی ست...

نظرات 2 + ارسال نظر
یه دوست قدیمی یکشنبه 25 مهر 1395 ساعت 00:20

چقدر تو غمگینی!! چرا ؟؟ کاش میتونستم یه باغ لبخند برات بسازم


اعتراف میکنم بهترین دوست مجازیم تو بودی ...کاش منم دوست خوبی برات میبودم ... بهترینها برات ارزومندم

گاهی غم میاد تو خونه دل آدم دیگه هم نمیره ....آروم آروم جای بیشتری رو اشغال میکنه ...خودت متوجه نمیشی کافیه ی بار با دوستای قدیمت بری ی اجرای شاد و کمدین ببینی .... اون موقعه است که میفهمی هیچ چیز برات خنده دار نیست که حتی مسخره هم هست ... ولی خوشحالی که دوستات شادن .... به خاطرشون لبخند میزنی تا تو ذوق شون نزنی....

توهمیشه دوست خوبی بودی و خواهی بود ....بهترین ها هیچ موقعه فراموش نمیشن از ذهن و قلب من..... این منم که شرمنده ام

ی دختر پنج‌شنبه 23 اردیبهشت 1395 ساعت 13:52

بهش فکر نکن اگه خوب دقت کنی و همه چیزو درنظر بگیری ارزش سلامو نداشت ....

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.